پاکسازی شایر و پایان نبرد حلقه "برگرفته از فصل هشتم از قسمت دوم کتاب بازگشت شاه"
وقتی فرودو و سام و مری وپیپین بعد از ماجرا های بسیار به شایر برگشتند با دروازه های بسته و سرزمینی تسخیر شده مواجه شدند
شایر توسط کسی به نام شارکی و افراد تحت امر او غصب شده بود کسی که دربین هابیت ها به نام رئیس معروف بود
شایر تقریبا به یک ویرانه تبدیل شده بود
علف چپق نایاب و فقط نزد افراد شارکی موجود بود و وضعیت آبجو هم از علف چپق بهتر نبود
هابیت های بی علف چپق و آبجو مانند هابیت های مرده بودند!
چهار هابیت ماجراجو سعی در متحد کردن هابیت ها و تشویق آنها به شورش کردند ولی پاکسازی شایر کار سختی بود
تقریبا همه جای سرزمین شایر به جز توکلند تسخیر شده بود و به خاطر همین پیپین به همراه شش هفت هابیت به زادگاه خود رفت تا با لشکری از توک ها برگردد
پیپین خیلی زود با تقریبا صد هابیت خوش بنیه برگشت
هابیت های متحد شده در محلی به نام بای واتر با افراد شارکی نبرد ردند و در این نبرد پیروز شدند
این جنگ به نام بای واتر معروف شد
نبرد بای واتر , آخرین نبرد در شایر و تنها نبرد پس از نبرد میدان های سبز،
بعد از پایان نبرد هابیت ها برای دستگیری و کشتن شارکی راه افتادند ولی بعد از پیدا کردن آن متوجه موضوعی عجیب شدند .... شارکی همان سارومان بود ...
در حالی که هابیت ها قصد کشتن سارومان را داشتند فرودو اجازه داد که سارومان شایر را ترک کند ولی سارومان که نمی توانست احساس شکست از هابیت ها را تحمل کند به فرودو با چاقو ضربه ای زد ولی بواسطه نیم تنه میتریلی آسیبی به فرودو نرسید و فرودو باز هم به سارومان اجازه داد که برود
سارومان و مارزبان هنوز از هابیت ها دور نشده بودند که سارومان شروع کرد به تحقیر مارزبان که این توهین ها خشم مازبان را در پی داشت و مارزبان سارومان را با دشنه ای به قتل رساند و بلافاصله هابیت ها با چند تیر مارزبان را از پای در آوردن...
کسانی که در آن نزدیکی بودند در کمال وحشت دیدند که دور جسد سارومان مه ای خاکستری جمع شد و مثل دودی که از آتش بلند شود آهسته تا ارتفاعی زیاد بالا رفت و چون شبحی چرویده و رنگ باخته بر تپه سایه انداخت ، لحظه ای متزلزل آنجا درنگ کرد و به غرب نگریست اما بادی سرد از غرب وزید و شبح خمید و آهی کشید و محو و نابود شد...
...
و این چنین سارومان نابود شد و نبرد حلقه پایان یافت
...



