بعضی از زنده ها شایسته مرده بودنند و بعضی مرده ها شایسته زنده بودن !در صادر کردن حکم مرگ عجول نباش حتی عقلا هم نمی توانند آخر کار را ببینند.احساسم به من میگه گولوم در این ماجرا نقشی رو ایفا میکنه<خوب یا بد>...ترحمی که بیلبو نشون داد ممکنه حاکم بر سرنوشت خیلی ها باشه....آهان از اون طرفه.....مری:اون یادش اومد.گندالف خاکستری:آره هوای اون پایین بیشتر از جاهای دیگه بو نم میده...هر وقت شک داشتی به بینیت اتکا کن!!!
واقعا حرسم میگیره گاهی اوقات بعضی از آدم ها به ارباب حلقه ها بگند فیلم مزخرف !!
در صورتی که هری پاتر ....
نمیخوام دعوا بشه فقط یه سخن منتخب از فیلم میگم شما خودتون قضاوت کنید !
به زودی این بلاگ دوباره در زمینه ارباب حلقه ها فعال میشه !
سخن :::
+
گاندولف قهوه ای :
بعضی از زنده ها شایسته مرده بودنند و بعضی مرده ها شایسته زنده بودن !
ببخشید دیر اومدم اینجا آخه مخابرات بازم دست گل به آب داد و سرعتم ۲۵ تا کمتر شد !
بگذریم !!!
۱- کتاب نبرد من رو به دو صورت بدون سانسور و با سانسور به زودی در وبلاگ قرار میدهم !
۲- این کلیپ آدولف هیتلر ، دوبله نیست و زیر نویس هم ندارد ! چرا ؟ چون مستقیما از نوار ۷۰ سال پیش ضبط شده است !
با تشکر
دمتون گرم که وبلاگ ما رو برای بازدید انتخاب کردید.این وبلاگ یه وبلاگ کپی پیستیه(که البته منبع هم ذکر میکنه)همون جور که از اسم وبلاگ پیداست این وبلاگ دایره المعارفه و در مورد هر موضوعی فعالیت میکنه و از کسانی که می خواهند فرهنگ و علم و دانش رو گشترش بدهند(نویسنده شوند)استقبال میکنه.و شرایطش هم فقط فعال بودن و ننوشتن مطالب سیاسی و رکیکه.این وبلاگ پس از مدت ها سه ماه تونست خودش رو موفق کنه و همزمان با نوروز ۸۷تعداد پست ها رو در کل به ۱۷۰+۳پست برسونه(رجوع شود به کارنامه ی وبلاگ)
در ضمن پستی قبلی رو بخونید و نظرتون رو راجع به تعداد پست هایی که باید در صفحه نخست بگذاریم بیان کنید...
با تشکر
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز
بعد از اینکه تعدادی از دوستان اومدند نظر دادند تعداد پست ها رو در صفحه ی اول کم کنید و ما هم از ۱۰ تا رسوندیمش به هفت تا بعد دوباره نظر اومد ما کردیمش پنج تا. حالا کامنت میدن میگن تعداد پست ها رو تو صفحه اصلی زیاد کنید!!!
حالا شما با توجه به استاندارد از ۵ پست تا ۱۰ پست یکی رو انتخاب کنید و نظر بدید تا ما نظرات را بسنجیم و با استدلال بر تعداد صفحه نخست را تنظیم کنیم
مهلت ارسال نظرات:از همین امروز تا فردا شب:D
پ.ن:مواردی مانند سرعت لود شدن صفحه یا دسترسی راحت تر به مقالات را در نظر بگیرید!
با تشکر.مدیریت
بيا من آمدم پاي مسنجر *************** شدم محسور آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم *************** گلي از كنج هوم پيجت بچينيم
بيا آيكون نماي بي نشانم ************** كه من جز آدرس ميلت ندانم
بيا امشب كمي آن لاين باشيم *********** ويا تا صبح،تا سان شاين(Sun Shaine) باشيم!
بيا دلم باز بي تو غش كرد ********** و حتي هارد ديسكم هم كرش(Crash) كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم ************* به پاي تو دبليو ها(wWw) بريزم!
مرا در انتظار خويش مگزار *************** ويا زاندازه آن، بيش مگزار
بيا اي حاصل سرچ جهاني *************** بيا اجرا كن آن فايل نهاني
بيا در دل،تو را كم دارم امشب ************ حدودا صد مگي غم دارم امشب!
اگر آيي دعايت مي نمايم *************** دعا تا بينهايت مي نمايم
اگر آيي دعاي من همين است ************ ويا نقل به مضمون اش! چنين است:
مبادا لحظه اي دي سي(DC) شوي يار ****** جدا از پاي آن پي سي(PC) شوي يار!
مبادا نام مارا پاك سازي **************** و كاخ آرزو را خاك سازي
بمان تا جاودان اندر دل من *************** بمان تا حل شود هر مشكل من
دگرها شنيدستي اين هم شنو
که اسفنديارش يکي disk داد
بگفتا به رستم که اي نيکزاد
در اين disk باشد يکي file ناب
که بگرفتم از سايت افراسياب
برو خرمي کن بدين disk هان
که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر آرام و طاقت نداشت
مر آن disk را در drive اش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يکي list از root ديسکت گرفت
در آن disk ديدش يکي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سيستمش کرد hang
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد که ليسانسش رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش
وزان disk و برنامه قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يکي ديسک bootable آورد پيش
يکي toolkit اندرآن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيک بشناختش
مر از bootsector بر انداختش
يکي ضربه زد بر سرش toolkit
که هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش
که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه اين سان مکن
ز رايانه اصلا تو صحبت مکن
|
مجسمه سمت چپ یافته شده در اکوادور را با لباس فضانورد کنار او مقایسه فرمائید |
به کلاه و سر این مو جود ما قبل تاریخ و وحشت و فرار حیوانات توجه فرمائید |
|
|
به تصاویر این مو جودات و ابزار در دستشان توجه کنید |
به شکل ظاهر این مو جودات توجه کنید |
|
|
به لباس و کلاه این مو جود توجه فرمائید |
به وسیله های پرنده این اشخاص توجه فرمائید |
|
| منبع |
یه سری آیا میدانیده که الان میبینیدش کلش رو هم خودم نوشتم کسی بدون ذکر منبع کپی نکنه لطفآ
آیا میدانید نژاد الف ها در گذشته به جن های بدریخت و اذیت کن گفته میشد در حالی که تالکین این نژاد را به نژاد زیبارویان(
)و باهوشان(![]()
)تبدیل کرد؟
آیا می دانید نژاد اورک ها و هابیت ها توسط خود تالکین بوجود آمد و بازی هایی مثل وارکرافت و عصر شگفتی ها و... از این نژاد استفاده کردند؟
آیا میدانید نژاد تام بامبادیل چی بوده؟خودمم نمیدونم بعضیا میگن ایلوواتاره!!!
آیا میدانید اولین کتابی که تالکین نوشت سیلماریلیون بوده؟
آیا میدانید هابیت متفاوت ترین کتاب تالکینه؟
آیا میدانید اسم ویچ کینگ Murazor بوده؟
آیا میدانید Khamûl the Easterling یا همون گوتموک(رئیس بالروگ ها رو نمیگم) نایب میناس مورگول بوده؟
اما سوژه ی ویژه:
نام نه سوار The Nine Ringwraiths / Nazgûl / Úlairi:
1-Mûrazôr / the Witch-King of Angmar
2-Khamûl the Easterling / Shadow of the East/ the Dragon Lord
3-Dwar of Waw (Dendra Dwaw)/ The Unforgiving / The Dog King
4-Jí Indûr Dawndeath / The Outcast / The Cloud Lord
5-Akhôrahil / The Blind Sorcerer / The Storm King
6-Hoarmûrath of Dír / The Ice King
7-Adunaphel / the Quiet / the Avenger
8-Ren / the Unclean / the Fire King
9-Ûvatha / the Horseman / the Messenger / The long rider
درود بر سائورون و گوتموک و اولایری و ویچ کینگ و ملکور و سارومان و اتکت ترول ها و گلائرونگ
مرگ بر شخصیت مثبتا
با سلام
۲ تا تم دارم در ادامه مطلب یعنی زلزله برای نوکیا سری ۶۰ !
به زودی به کمک ارک تعمیر کار قالب ، سیستم طراحی تم موبایل رایگان ارباب حلقه ها را راه اندازی میکنیم !
مرگ با سائورون ! مخصوصا این بابایی که اینجاست !
(منو میگه یعنی فرزاد چون من توش نویسنده ام!!!)
ادامه مطلب
اهرم
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
- برای شهری به نام اَهرَم به نوشتار اهرم (شهر) رجوع نمائید.
اَهرُم یکی از ۶ نوع ماشین ساده است.
مثال سادهای برای اهرمها الاکلنگ است. اهرمهای دیگر عبارتاند از: جارو، انواع قیچی، فندق شکن، انبردست، فرغون، و...
فهرست مندرجات[مخفی شود] |
[ویرایش] تاریخچه
اهرم اولین بار توسط دانشمند یونانی، اَرَشْمیدُس در سال ۲۶۰ قبل از میلاد توصیف شده است. او گفته است: «به من جایی برای ایستادن بدهید، من زمین را جابهجا خواهم کرد.» [1]
[ویرایش] ساختار اهرمها
اهرم از سه بخش بازوی محرک، بازوی مقاوم و تکیهگاه تشکیل شده است.نیروی محرک بر بازوی محرک وارد میشود و نیروی مقاوم که معمولاً وزنه است، بر بازوی مقاوم وارد میشود. اهرمها بسته به محل تکیهگاه به سه دسته تقسیمبندی میشوند.
[ویرایش] مزیت مکانیکی
مزیت مکانیکی یک اهرم به ما نشان میدهد که استفاده از یک اهرم (به طور کلی هر ماشین ساده) چه قدر مفید است و ماشین، نیروی وارده را چند برابر کرده است. مزیت مکانیکی کمیتی بیبُعد میباشد.
- رابطه کلی برای تمام ماشینها یا مزیت مکانیکی واقعی ('A) : نیروی مقاوم R (نیرویی که ماشین بر جسم وارد میکند) تقسیم بر نیروی محرک E (نیرویی که ما بر ماشین وارد میکنیم).
-
R / E
- رابطه ویژه اهرمها در صورت وجود نداشتن اصطکاک (مزیت مکانیکی کامل (A) ) : در صورت وجود نداشتن اصطکاک مزیت مکانیکی کامل داریم که از تقسیم طول بازوی محرک (LE)، بر طول بازوی مقاوم (LR) به دست میآید:
-
LE / LR
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- How Stuff Works
- DiracDelta.co.uk
- کتاب علوم سال سوم دورهٔ راهنمایی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۸۵
این وبلاگ در حال بروز رسانی است ممکنه الان یه مقاله ای رو داری می خونی دفعه ی بعد بیای ببینی اینجا نیست.اگه چنین اتفاقی افتاد یا توی موضوعات دنبالش بگردید یا لینکش رو از من بگیرید![]()
ب.ت(با تشکر)..فرزاد
با سلام و عرض ادب خدمت شما بازدیدکنندگان محترم وبلاگ .
طنز پدیده ای نو و جدید نیست و از مدت ها پیش در ادبیات غنی پارسی قرار داشته و قرار خواهد داشت .
طنز وسیله ای برای تمسخر دیگران نیست .
طنز زبانیست تا بتوانیم سخنان خود را به صورت کنایه ، لذت بخش و دل نشین که لبخندی بر لبانمان بیاورد ولی در حقیقت دل و جانمان را شامل میشود .
متاسفانه نگرش مردم این دوره زمانه به " طنز و کاریکاتور " تنها تمسخر و لودگی میباشد و در صورتی که اینگونه نیست .
اول باید بیاییم زبان طنز را بفهمیم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم .
اشتباهی که اکثر مردم مرتکب آن میشوند این است که لطیفه را با طنز اشتباه میگیرند در صورتی که زمین تا آسمان هم بیشتر با هم تفاوت دارد . به تعاریف هر دو توجه کنید :
لطیفه : عبارتی که باعث خندیدن مردم شود ولی پیام خاصی برای گفتن نداشته باشد ( البته به لطیف هایی که پیامی هم دارند ، لطیفه ادبی گویند )
مثالی برای لطیفه : یه روزی دو تا چینی میخورند به هم میشکنند
+++++++
طنز : زبانیست که اکثرا در روزنامه نگاری به کار میرود ولی در محاوره نیز قابل استفاده است .
مثالی برای طنز :
جراید : مافیای ایتالیا از برترین سازمان های مافیایی است .
یه شهروند تهرانی : برو بابا ! تا زمانی که در شهر خودمان مافیای گوجه و پسته و بادمجان داریم دیگه چه برسد به ...
یا مثلا
جراید : سازمان اطلاعاتی سیا از قدرتمند ترین سازمان های جاسوسی میباشد .
خانم همسایه : تا وقتی اقدس و شمسی جون هستند و تمام سخنان محل رو مبادله میکنند که سیا میا نمیخواییم !
+++++++
البته هم لطیفه و هم طنز انواع مختلفی دارند که به زودی بدان میپردازیم .
با تشکر و سپاس
علیرضا
سلام
بالاخره ما هم تو ویکیپدیا نویسنده شدیم مطلب زیر اولین پست من تو ویکیپدیاست اگه خوبه نظر بدین تا بیشترش کنم
کاسپر هاوزر
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
کاسپر هاوزر(به آلمانی: kaspar hauser)
سال ها پیش در دروازه ی شهر نورنبرگ واقع در آلمان پلیس مرد جوانی را بازداشت کرد و او را مورد بازجویی قرار داد او با پاهای لنگ چنان می نمود که از زمین نیامده.
به دشواری راه میرفت و پاهایش به شدت ورم داشت.روشنایی روز دیدگان او را به شدت آزار می داد او مرتب این جمله را تکرار می کرد:من هم می خواهم مانند پدرم بک سرباز بشوم پلیس پرسید نامت چیست؟ ولی بنظر می رسید که او اصلآ نمیدانست آنها درباره ی چه چیزی سخن میگویند.ولی هنگامی که یک قلم به دستش دادند به کندی ولی خوانا نوشت:"کاسپر هاوزر"
متن فوق از کتاب عجیب تر از علم نوشته ی فرانک ادوارز گرفته شده.کاسپر هاوزر یکی از معما های تاریخ است که هنوز حل نشده.در دست او نامه ای وجود داشت که توسط مادرش نوشته شده بود و متنش این بود: هر کس این پسر را پیدا کرد,از او نگهداری کند,و وقتی به سن 17 سالگی رسید,او را به نورنبرگ بفرستد تا در انجمنی که پدرش در آن عضو است ثبت نام کند. نامه ی دیگری که بسیار بدخط بود,به نظر می رسید که از طرف شخصی که از او مراقبت کرده ولی نتوانسته از عهده ی او بربیاید نوشته شده .دکتر دامر که از معروفترین دانشمندان نورنبرگ به حساب می آمد به این نتیجه رسید که کاسپر یک موجود عقب افتاده است.دکتر دامر طی مدت طولانی توانست به این شخص خواندن و نوشتن یاد بدهد و کاسپر هاوزر به دوستان خود گفت از طفولیت در یک زیر زمین تاریک بزرگ شده... چندی بعد کاسپر درحالی که خون از سر و صورتش جاری بود,تلوتلو خوران از زیرزمین منزل دکتر دامر بیرون آمد.او گفت که مرد نقابداری با یک چاقوی بزرگ به او حمله کرده و او را زخمی کرده است.پس از آن مقامات شهر دو نفر را مامور حفاظت از جان وی ساختند. یک روز پس از آن که دو پلیس مشغول چرت زدن بودند کاسپر برای هواخوری و گردش به پارکی رفت و پس از چند دقیقه خونین و مالین بازگشت و بر اثر جراحات وارده در گذشت.پزشکان اظهار داشتند که مقتول به هیچ وجه خودکشی نکرده و در پارک هیچ ردپایی غیر از ردپای مقتول دیده نشده.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
کاسپر هاوزر(به آلمانی: kaspar hauser)
سال ها پیش در دروازه ی شهر نورنبرگ واقع در آلمان پلیس مرد جوانی را بازداشت کرد و او را مورد بازجویی قرار داد او با پاهای لنگ چنان می نمود که از زمین نیامده.
به دشواری راه میرفت و پاهایش به شدت ورم داشت.روشنایی روز دیدگان او را به شدت آزار می داد او مرتب این جمله را تکرار می کرد:من هم می خواهم مانند پدرم بک سرباز بشوم پلیس پرسید نامت چیست؟ ولی بنظر می رسید که او اصلآ نمیدانست آنها درباره ی چه چیزی سخن میگویند.ولی هنگامی که یک قلم به دستش دادند به کندی ولی خوانا نوشت:"کاسپر هاوزر"
متن فوق از کتاب عجیب تر از علم نوشته ی فرانک ادوارز گرفته شده.کاسپر هاوزر یکی از معما های تاریخ است که هنوز حل نشده.در دست او نامه ای وجود داشت که توسط مادرش نوشته شده بود و متنش این بود: هر کس این پسر را پیدا کرد,از او نگهداری کند,و وقتی به سن 17 سالگی رسید,او را به نورنبرگ بفرستد تا در انجمنی که پدرش در آن عضو است ثبت نام کند. نامه ی دیگری که بسیار بدخط بود,به نظر می رسید که از طرف شخصی که از او مراقبت کرده ولی نتوانسته از عهده ی او بربیاید نوشته شده .دکتر دامر که از معروفترین دانشمندان نورنبرگ به حساب می آمد به این نتیجه رسید که کاسپر یک موجود عقب افتاده است.دکتر دامر طی مدت طولانی توانست به این شخص خواندن و نوشتن یاد بدهد و کاسپر هاوزر به دوستان خود گفت از طفولیت در یک زیر زمین تاریک بزرگ شده... چندی بعد کاسپر درحالی که خون از سر و صورتش جاری بود,تلوتلو خوران از زیرزمین منزل دکتر دامر بیرون آمد.او گفت که مرد نقابداری با یک چاقوی بزرگ به او حمله کرده و او را زخمی کرده است.پس از آن مقامات شهر دو نفر را مامور حفاظت از جان وی ساختند. یک روز پس از آن که دو پلیس مشغول چرت زدن بودند کاسپر برای هواخوری و گردش به پارکی رفت و پس از چند دقیقه خونین و مالین بازگشت و بر اثر جراحات وارده در گذشت.پزشکان اظهار داشتند که مقتول به هیچ وجه خودکشی نکرده و در پارک هیچ ردپایی غیر از ردپای مقتول دیده نشده.
سلام

امروز لینک جدیدترین فونت نستعلیق رو برای شما میذارم که می تونید راحت دانلودش کنید و استفاده اش بکنید قبلآ برای اینکه تو کامپیوتر خوش نویسی کنید باید از چلیپا استفاده می کردید که مشکلات خاص خودش را داشت اما با این دانلود تنها کاری که شما باید بکنید اینه که قدم رنجه بفرمایید و به درایو Cبروید و فونت را در کشوی fonts ویندوز پیست کنید و پس از آن در هر نرم افزار نوشتن(ورد,نوت پد , پاور پوینت یا..)با فونت نستعلیق بنویسید.
لینک دانلود مستقیم:
دانلود فونت نستعلیق
لینک دانلود غیر مستقیم:
تا حالا برای ۲۷ نفر دعوتنامه ی پرشین گیگ ارسال شده.
اگه کسی دعوتنامه می خواد تو نظرات اعلام کنه تا در اسرع وقت براش ارسالیده بشه
پ.ن۱:"زندگی مانند یک تقویم می ماند که دو روز دارد تقویم اهمیتی ندارد آن دو روز مهمند"فرزادیوف فرزادوف
قابل توجه تام کروز عزیز:{{{!!!!!!حتمآ حتمآ ایمیلتون رو بنویسید....چون دعوتنامه به ایمیل ارسال میشه!!!!!!!!!!!}}}}}}}
دانلود فیلم :
http://www.zshare.net/download/82583072c8d5f3/
دانلود پلیر فیلم :
http://www.zshare.net/download/34267556ebe9ae/
منبع :
http://www.sasa1.blogfa.com
آدولف هیتلر رهبر افسانه ای رایش سوم را می توان بزرگترین مرد اروپا در کل تاریخ اروپا دانست. کسی که در جوانی خرج خود را با کشیدن نقاشی بدست آورده و سپس در جنگ جهانی اول به عنوان سرباز در ارتش آلمان خدمت کرد و پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم همانند هر آلمانی میهن پرست دیگری خشمگین شده و پس از همکاری با یک حزب با ارده ای نیرومند خود را به رهبری آلمان رساند و برای چند سال آلمان را در بهترین دوره ی تاریخ خود قرار داد.
آدولف هیتلر فرزند آلویز هیتلر در 20 آوریل 1889 در براناو ام این در اتریش- مجارستان چشم به جهان گشود. نام هیتلر را به گونه های مختلفی از جمله هیدلر، هویتلر و … تلفظ می شده است. پس از مرگ پدر و مادرش و عدم قبولی در آکادمی هنر های زیبا به آلمان رفت. هیتلر مدت ها بیکار بود و تنها از راه نقاشی پول بدست می آورد.
با آغاز جنگ جهانی اول آدولف هیتلر به ارتش آلمان و هنگ باواریا پیوست. او در نبرد های مختلفی در جبهه غرب شرکت کرد و به درجه ی سرجوخگی رسید. او در جنگ به عنوان امربر کار می کرد و از نظر همه امربر ها و افسران او سرباز بی باکی بود و هر زمان که برای انجام ماموریت به یک داوطلب نیاز بود او داوطلب می شد. او دو بار در جنگ مجروح و مدتی نیز کور بود و تا پایان جنگ بخاطر دلاوری هایش شش نشان جنگی دریافت کرد که نشان صلیب آهنین درجه یک را می توان مهم ترین آن ها دانست. نشانی که به کمتر سرجوخه ای داده می شد.
با شکست آلمان در جنگ جهانی اول (در سال 1918) هیتلر به حزب کارگر پیوست و سپس با سخنرانی های آتشینش توانست تعداد اعضای حزب را بیشتر کند. بخاطر سخنرانی هایش به عنوان مسئول تبلیغات حزب منصوب شد و با وارد کردن همرزمانش به حزب آن را تا حد زیادی گسترش داد و سرانجام به رهبری حزب رسیده و نام حزب را به « ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» تغییر داد و پرچم صلیب شکسته را به عنوان پرچم حزب انتخاب نمود. پس از اینکه وی به رهبری حزب رسید با پشتیبانی ژنرال لودندورف ژنرال نامی آلمان در جنگ جهانی اول اقدام به یک کودتا در باواریا کرد اما در کودتا شکست خورده و در سال 1924 به زندان محکوم شد. او در دادگاه نطق آتشینی ایراد کرد که همه را به تحسین واداشت. هیتلر در زندان جلد اول کتاب معروفش نبرد من رو نوشت و نه ماه پس از حبس از زندان آزاد شد. کتاب نبرد من در آلمان از محبوبیت به سزایی برخوردار بود به طوری که پس از انجیل پرفروس ترین کتاب آلمان شد.
پس از آزادی از زندان هیتلر متوجه شد که باید به شیوه ی قانونی پیش برود. در نتیجه تا حد امکان فعالیت سازمان های نظامی حزب را کنترل کرد و مجددا فعالیت حزب را گسترش داد و سرانجام در سال 1933 به صدارت اعظمی آلمان رسید و با مرگ رئیس جمهور هیندنبورگ در سال 1934 رسما پیشوا و صدراعظم آلمان شد.
هیتلر پس از قدرت یابی پیمان ورسای را آرام آرام لغو کرد. ارتش آلمان را از صد هزار نفر به سیصد هزار نفر گسترش داد و نیروی هوایی را در 1935 تاسیس کرد و طولی نکشید که آلمان را به یکی از بزرگترین قطب های نظامی و اقتصادی جهان کرد.
برخی از ویژگی های هیتلر:
هیتلر ویژگی های منحصر به فردی داشت. در مدرسه او در رشته تاریخ دانش آموزش قابلی بود و پس از آن در نقاشی و به ویژه معماری استعدادی از خود نشان داد. از ویژگی های منحصر به فرد او می توان اراده ی خارق العاده ی او را مثال زد. اراده ای که او را از خیابان های وین به نبرد های سخت فرانسه در جنگ جهانی اول و سپس به رهبری آلمان رساند. اراده ای که باعث شد حداقل برای مدتی کوتاه به اتحاد تمام سرزمین های آلمانی عمل جامه ی عمل بپوشاند. چنین رویدادی در تاریخ آلمان تنها در دوره هیتلر روی داد. هیتلر حیوانات را نیز بسیار دوست داشت و یک سگ به نام « بلوندی» هم داشت. زمانی که هیتلر به دیدن فیلم می پرداخت هنگام شکار یک حیوان در فیلم چشمانش را با دستانش می گرفت. زمانی که قناری کاخ صدارت اعظمی مرد هیتلر مدت ها ناراحت بود و برای قناری گریه می کرد. علاقه ی هیتلر به پول بسیار کم بود. او نه در جوانی که فقیر بود و نه در دوران صدارت اعظمی و رهبری خود به پول علاقه ای نشان نمی داد و حتی حقوق صدارت اعظمی خود را دریافت نمی کرد و تنها در آمدش پول حاصل از فروش کتاب نبرد من بود و اگر هم در ساختمان های مجلل زندگی می کرد نه بخاطر علاقه اش به پول بلکه بخاطر عظمت و بزرگی آلمان بود. هیتلر خود را سرباز می دانست و غذای ساده می خورد، نه سیگار می کشید و نه مشروب میاشامید و گوشت هم نمی خورد زیرا معتقد بود که گوشت انسان ها را مانند حیوانات وحشی می کند. نفرت هیتلر از سیگار به حدی بود که بار ها به این فکر می کرد که در جیره سربازان به جای سیگار به آن ها شکلات بدهد اما اطرافیانش با این کار مخالفت کردند. در مسئله دین هیتلر را می توان یک کاتولیک معتقد دانست. البته او مذهبی و متعصب نبود اما با توجه به آن چه از وی می دانیم وی به خدا و مذهب کاتولیک معتقد بود و البته علاقه ای هم به دین شینتو و اسلام داشت به طوری که در زمان وی برلین مرکز گروه های اسلامی ضد استعمار شده بود و حتی در اس اس یک لشگر اسلامی تاسیس شد. نفرت هیتلر از یهودی بسیار زیاد بود. هیتلر که خود از سربازان جبهه ی جنگ جهانی اول بود و چهار سال به سختی نبرد کرده بود یهودیان را دلیل شکست آلمان می دانست و معتقد بود یهودیان خود را آلمانی نمی دانند. هیتلر زمانی که زخمی شده بود و سفری به خاک آلمان کرد در نهایت تعجب دید که تقریبا تمام یهودیان منشی و تمام منشیان یهودی هستند و بر عکس در میدان نبرد کمتر یهودی دیده می شود. این وضع او را به قدری خشمگین کرد که تصمیم گرفت به جای استراحت فورا به جبهه بازگردد. علاوه بر اراده دلاوری هیتلر بر همگان آشکار است به طوری که برخی می گویند در جنگ جهانی اول چهار سرباز و به گفته ی برخی دیگر پانزده سرباز متفقین را در یک مرتبه اسیر کرد!!! هیتلر به داشتن زن و فرزند علاقه نداشت زیرا معتقد بود اگر زن و فرزند داشته باشد توجهش از سرزمینش آلمان منحرف می شود و باید ماموریت الهی خود را به پایان برساند. از ویژگی های بارز دیگر آدولف هیتلر عشق او به آلمان بود و در واقع او در عشق به آلمان فنا شده بود. همانند بعضی شاهان و دیکتاتور ها سرزمینش را برای خود نمی خواست بلکه بر عکس خود را برای سرزمینش می خواست. به همین دلیل زمانی که نیروهای شوروی در نزدیکی کاخ او بودند و فهمید که دیگر نمی توان پیروز شد با اوا براون ازدواج و سپس خودکشی کرد. با وجود اینکه پیش از خودکشی عده ی بسیار زیادی از او خواستند برلین را ترک کند اما او خود را یک سرباز می دانست و معتقد بود باید عقب نشینی نکرده و از دستور اطلاعت کند. در نتیجه تصمیم چون از نظر بدنی خود را بسیار ضعیف می دانست و قادر به گرفتن سلاح بدست و رزم با دشمن نبود خودکشی کرد. هیتلر با خودکشی خود ایمان به ناسیونال سوسیالیسم، اطاعت از دستور و جان دادن در راه میهن را نشان داد.

آدولف هیتلر
آدولف هیتلر و افرادش

آدولف هیتلر دوست حیوانات

آدولف هیتلر و کارگران
رایش سوم به حکومت آلمان از سال 1933 تا سال 1945 گفته می شود. واژه ی رایش در زبان آلمانی به معنای امپراتوری یا فرمانروایی است. رایش یکم به امپراتوری مقدس روم غربی و رایش دوم به حکومت پس از بیسمارک تا دوره جمهوری وایمار و رایش سوم به حکومت پس از جمهوری وایمار تا شکست آلمان در جنگ جهانی دوم گفته می شود.
رهبری رایش سوم را آدولف هیتلر رهبر حزب نازی در دست داشت. او پس از یک کودتا در سال 1924 به زندان محکوم شده بود و پس از آزادی به شیوه ی قانونی خود توانست حزب نازی را به قدرت رسانده و با مرگ رئیس جمهور هیندنبورگ قدرت را به طور کامل در دست بگیرد. رایش سوم دارای یک حکومت دیکتاتوری ملی و تک حزبی و صد البته مردمی بود.
تا پیش از قدرت یابی رایش سوم یعنی در دوره جمهوری مردم آلمان در وضعیت بسیار سختی به سر می بردند و در وضعیت اقتصادی بسیار بدی قرار داشتند. بسیاری از جوانان آلمانی به سکس و مواد مخدر پناه برده یا کمونیست می شدند. عهدنامه ی ورسای که در نتیجه شکست آلمان در جنگ جهانی اول عقد شده بود اوضاع اقتصادی آلمان را کاملا فلج کرده بود. اما با روی کار آمدن هیتلر وی توانست با گردآوری نخبگان آلمان در رایش سوم وضعیت آلمان را در کمتر از چهار سال کاملا دگرگون کند. وی قرارداد ورسای را که ارتش و نیروی دریایی آلمان را کوچک کرده و حق داشتن نیروی هوایی، نیروی زرهی و زیردریایی از آلمان را داشت در نهایت شجاعت زیر پا گذاشت و مناطق از دست رفته ی آلمان در جنگ جهانی اول را بدون خونریزی و جنگ و از طریق سیاسی به آلمان بازگرداند که مهم ترین آن اتریش بود. تمام مردم این سرزمین ها از پیوستن سرزمینشان به رایش سوم خرسند بودند. پس از اتریش برای آلمانی ها مهم ترین منطقه دانتسیگ و دالان لهستانی بود که سرزمین آلمان را به دو تکه تقسیم کرده و پس از جنگ جهانی اول ضمیمه لهستان شده بود. اما اینبار تسخیر منطقه بدون خونریزی انجام نشد و با لجبازی لهستان که پشتیبانی کامل بریتانیا و فرانسه را هم بدست آورده بود جنگ جهانی دوم روی داد و پس از چند سال نبرد خونین رایش سوم سرانجام سقوط کرد.
رایش سوم با وجود اینکه یک دارای یک سیستم دیکتاتوری بود اما کامل مورد پشتیبانی مردم بود و این دیکتاتور (هیتلر) را خود مردم بر سر کار گذاشته و با جان و دل از او پشتیبانی می کردند. در رایش سوم یهودیان و مارکسیست ها خطرناک ترین افراد حساب می شدند چنانکه هیتلر معتقد بود یهودی و مارکسیست مانند دو طاعون کشنده ای است که یکی قلب و دیگری مغز را تسخیر می کند. در نتیجه فعالیت ضد یهودی در رایش سوم بسیار زیاد بود.
مهم ترین مسئله در رایش سوم اتحاد تمام سرزمین های آلمانی نشین بود. اگر چه رایش سوم نابود شد اما این مسئله که در آن زمان آرزوی ده ها میلیون آلمانی میهن پرست بود برای مدت کوتاهی به حقیقت پیوست. همچنین مسئله فضای حیاتی از مسائل مهم دیگر برای آلمانی بود و نازی ها معتقد بودند اگر به سرزمین های بیشتر دست پیدا نکنند نابود خواهند شد. اگر چه بی رحمانه به نظر می آید اما در کجای دنیا سرزمینی را به کسی به رایگان بخشیده اند و در کجا دنیا سرزمینی بدون جنگ و خونریزی تصرف شده است؟
رایش سوم از نظر سیاست خارجی نیز مرکز کمیته های ملی گوناگون بود. کمیته های ملی مختلف از سرزمین های شوروی از جمله ارمنستان، اذربایجان، اوکراین و ... در آلمان فعالیت می کردند. هندی ها در جنگ جهانی دوم در آلمان دارای تشکیلات خاصی بودند. به علاوه شیوه ی نظارت رایش سوم هرگز همانند استعمارگران نبود و در رایش سوم سرزمین های اشغال شده از نظر فرهنگ و رسوم قومی آزاد بودند. برای مثال بر عکس شوروی که در تاجیکستان کوشش داشت زبان و فرهنگ پارسی را نابود کند و بی خدایی در شوروی ترویج دهد در سرزمین های تحت اشغال رایش، آلمانی ها از فرهنگ و اعتقادات مردم پشتیبانی می کردند و در هر کجا که یک یگان خارجی ساخته می شد نماد ملی و مورد حمایت آن مردم در کنار پرچم رایش سوم قرار می گرفت که از جمله می توان به اس اس های بوسنی با پرچم شمشیر هلالی و یا اس اس های آلبانی با که با نام « اسکندربرگ» (قهرمان ملی آلبانی) فعالیت می کردند اشار داشت.
عده ای معتقدند که در رایش سوم نسل کشی در ابعاد گسترده وجود داشته است اما وقتی ما به دیگر ابعاد موضوع نگاه می کنیم می بینیم که در ارتش رایش سوم و در بخش خارجی آن حدود دو میلیون غیر آلمانی وجود داشته است که نزدیک به یک میلیون نفر از آن ها از سرزمین های شرق اروپا بوده اند. به علاوه هیچ مدرک معتبری جز چهار عکس و نوشته و دو شاهد دون پایه وجود ندارد!!! چهار عکس را می توان به راحتی و حتی با یک جاعل تازه کار جعل کرد و سند هم که پس از پیروزی به راحتی ساخته می شود و پیدا کردن دو شاهد با زور، حیله، شکنجه یا رشوه نیز آسان است. رایش سوم تنها در پی پدافند و پاسداری از نژاد آلمانی بود نه کشتار سایر نژاد ها.

نقشه رایش سوم پیش از حمله به لهستان، در این نقشه به راحتی می توان درک کرد که عهدنامه ورسای چگونه آلمان را به دو قسمت تقسیم کرده بود و بخشی از آلمان را به لهستان واگذار کرده بود. مطمئنا حمله ی آلمان به لهستان یک حمله ی منطقی بود و این حق آلمان بود که سرزمینی را که در آن آلمانی
لی جونز در زمان بمباران لندن توسط نازی ها ، نوجوانی لندنی بود .
وی درباره بمباران میگوید :
بمب ها شروع به فرو ریختن کرد و ترکش ها در طول خیابان کینگ حرکت میکردند و روی سنگفرش خیابان میرقصیدند.....فشار و مکش امواج شدید آدم را میکشید و فشار میداد .... احساس میکردی که تخم چشمت دارد از حدقه بیرون کشیده میشود... مکش چنان شدید ود که پیراهن مرا پاره کرد... نمیتوانستم نفس بکشم ، دود مثل اسید بود.... و این بم افکن ها همچنان به کار خود ادامه میدادند ، تمام خیابان تکان میخورد و بالا و پایین میرفت .

اینجا می خواهم چند تا از مواد محترقه رو همراه با ویژگی ها و خطرهاشون معرفی کنم...
۱:TNT(واژه ی کاملآ ابدائی ایرانی ها برای این نوع از مواد محترقه)یا همون سیگارت:این کوچولو ها متداول ترین نوع از بترک ها هستند و به دلیل شباهت آن به سیگار آن را سیگارت نامیده اند.
خطرات:ایجاد مشکل شنوایی ,شوک قلبی و مغذی,عوارض عصبی و....
۲:کپسولی:یکی از خطرناک ترین مواد محترقه.بارها شنید شده که بخاطر استفاده از این وسیله کار فرد به قطع عضو و... کشیده شده.هیچ وقت برای فرزندانتان از این وسایل نخرید...
خطرات:ایجاد مشکل شنوایی ,شوک قلبی و مغذی,عوارض عصبی,مشکلات بینایی,امکان قطع عضو, قدرت تخریب بسیار بالا ,امکان پرتاب شدن ترکش و ...
۳:اکلیل و سرنج:از همین مواد نارنجک های دست ساز را می سازند.بی نهایت خطرناک.به هیچ وجه از این مواد استفاده نکنید.....بارها شده که این مواد در دستان خریدار یا حتی فروشنده ترکیده و باعث نقص عضو آنها شده...
خطرات:ایجاد مشکل شنوایی ,شوک قلبی و مغذی,عوارض عصبی,مشکلات بینایی,امکان قطع عضو, قدرت تخریب بسیار بالا ,امکان پرتاب شدن ترکش ,سیاه کردن دیوار و زمین و ...
موشک سوتی و سه پایه:فرق موشک سوتی با سه پایه این است که با این که هر دو سوت میکشند و به هوا میروند سوتی در هوا منفجر میشود ولی سه پایه نمیشود...پیشنهاد میشود که سوتی ها و سه پایه ها با دقت پرتاب شوند چون اگر بدجور بگیرد و اون سوت بکشه بخوره به چشم یارو اون وقت خودتون می دونید چه اتفاقی می افتد!!!
خطرات:ایجاد مشکل شنوایی ,شوک قلبی و مغذی,عوارض عصبی,مشکلات بینایی,سیاه کردن دیوار و زمین و ...
باقی مواد محترقه تقریبآ مشکلات کمتری دارند(اگر با دقت از آن ها استفاده شود)مثل:آبشار با خطر کور شدن چشم و منور با خطر کباب شدن بدن و یا کور شدن چشم
پ.ن ۱:آتش وسیله ی خوبی است برای یک چهارشنبه سوری خوب(اگر کوچک و بی خطر باشد)
پ.ن ۲:ذکر منبع فراموش نشود

تو این فیلم استیون اسپیلبرگ که بر اساس کتابی از هربرت جرج ولز به نام جنگ دنیاها یا همان سه پایه ها به زمین می آیند ساخته شده نکات ظریفی نهفته:
موجودات فضایی و یوفوها از طریق انرژی و صاعقه به زمین می آیند.شروع به قتل و کشتار می کنند.نسل بشر داشت منقرض می شد.نه ارتشی نه سپاهی به یکی از این موجودات غالب نیست.این یوفوها سپری نامرئی داشتند که نه موشک و نه بمب اتم بر آن ها کارساز نیست.آن ها از خون انسان تغذیه می کردند.و داشتند زمین را با خون مردم برای خود دوباره سازی میکردند.این موجودات قوی و غول پیکر سرانجام توسط ریزترین موجودات جهان یعنی باکتری ها از بین می روند تا نشان دهد که خداوند هیچ چیزی را بیهوده نیافریده.
نتیجه گیری:
۱:یوفوها را شوخی نگیرید ممکن است وجود داشته باشند.
۲:اگر وجود داشته باشند برای سلطه بر زمین همه را از دم تیغ خواهند گذراند.
۳:فکر باطل نکنید حریف یوفوها نخواهید شد آنان صد برابر انسان ها پیشرفته هستند.

ای مسلمانان, ای آریایی ها برخیزید.شما که به خود لغب ایرانی داده اید برخیزید و از شرف خود دفاع کنید.چرا باید فیلم موهن ارباب لوبیاها در ((ایران)) اکران شود و مسئولان چیزی نگویند آیا مسخره کردن عزت و شرف ارباب حلقه ها کار درستی است؟آیا توهین به جهان تالکین کار درستی است؟چرا باید این فیلم از شبکه دوی جمهوری اسلامی پخش شود تا احساسات دوستداران تالکین جریحه دار شود؟اگر خدایی نکرده فردایی نه چندان دور دیگر آثار تالکین مورد تمسخر گیرند آن موقع هم ساکت سرجایمان می نشینیم؟
پس برای دفاع از آرمان های مقدس ارباب حلقه ها فردا تظاهرات خویش را شروع کنیم و تا وقتی که شورای امنیت قطعنامه ای علیه این فیلم موهن صادر نکرده از پا نمی نشینیم.
پس جهت نشان دادن قدرت و آزادگی خود سفارت کانادا(کشوری که بالای آمریکا قرار گرفته)را آتش میزنیم تا درس عبرتی باشد برای سینمای هالیوود تا دیگر از این غلط ها نکند
لوازم مورد نیاز برای حمله:
یک عدد ضد هوایی سماوات
چند عدد نارنجک دودزا
دو عدد هواپیمای تمام چوبی فجر
فندک(برای آتش زدن سفارت)
پرچم آمریکا برای آتش زدن
در ضمن لازم به ذکر میدانم که خدمتتان عرض کنم که یوفو های تهران نیز در این مراسم شرکت دارند.
شما علاوه بر نشان دادن نارضایتی خود از اکران این فیلم از طریق تظاهرات میتوانید با استفاده بمب یاهویی(!)یا از طریق نظرات همین پست نارضایتی خود را اعلام کنید
با تشکر از خودم
آقا یه خبر جالب بهتون بدم: این که من دیروز با چشم های خودم تو مدرسه یه یوفو دیدم.شبیه یه ذوزنقه ی بی کیفیت بود تا یه بشقاب پرنده.رفتم سر کلاس اومد سقف رو سوراخ کرد بچه ها رو می خواست بکشه که گفتم جوونند گناه دارند نکششون.گفت یه شرط داره اینکه تو بلاگ یه مطلب راجع به ارباب حلقه ها بذاری.دیگه ما هم با روی گشاده پذیرفتیم .. این هم مطلب راجع به اینکه(( فرمانروای حلقه ها چه کسی بود؟))
The Lord Of The Rings
Three Rings for the Elven-kings under the sky,
Seven for the Dwarf-lords in their halls of stone,
Nine for Mortal Men doomed to die,
One for the Dark Lord on his dark throne
In the Land of Mordor where the Shadows lie.
One Ring to rule them all. One Ring to find them,
One Ring to bring them all and in the darkness bind them
In the Land of Mordor where the Shadows lie
فرمانروای حلقه ها
حلقه ای سه برای پادشاهان الف در زیر گنبد نیلی
حلقه ای هفت برای فرمانروایان دورف در تالارهای سنگی
حلقه ای نه برای آدمیان که محکوم به مرگ اند و فانی
و یکی از برای فرمانروای تاریکی بر سریر تاریکش
در سرزمین موردور وسایه های آرمیده اش
حلقه ای است از برای حکم راندن . حلقه ای است از برای یافتن
حلقه ای است از برای آوردن و در تاریکی به هم پیوستن
در سرزمین موردور وسایه های آرمیده اش
از این نوشته ها میشه به یه مفهوم کلی رسید حلقه ی یگانه برای تسلط بر دیگر حلقه ها و سائورون بر حلقه ی یگانه تسلط داشت(که خودش ساخته بود).در واقع سائورون و حلقه یکی بودند.پس وقتی میگوییم فرمانروای حلقه ها منظور از حلقه ها همان سه حلقه ی الف ها(ناریا ننیا ویلیا)و هفت حلقه ی دورف ها و نه حلقه ی انسان ها(که بعدآ توسط حلقه به اولایری تبدیل شدند)و منظور از فرمانروا همان ارباب تاریکی یعنی سائورون است.پس به هیچ عنوان نمیشود فرودو را فرمانروای حلقه ها دانست.
نتیجه گیری:
سائورون=ارباب حلقه ها
فرودو=پسر باباش(دروگو بگینز)
کلمه و ترکیب های تازه:
ارباب حلقه ها=فرمانروای حلقه ها




گودالی بزرگ و زيبا اما خيلی خيلی عجيب!!

بقیه عکس ها رو تو ادامه مطلب ببین ...
ادامه مطلب
توضیح:فونت ها را در قسمتfonts ویندوز پیست کنید...فونت ها هفت هشتایی میشن
توش فونت های تنگوار.آنگرتاس.سیندار و...وجود دارد.
.
.

.


.



.





.







.








.









پی نوشت:ذکرمنبع فراموش نشود!!!
پرشین گیگ یه سایت خدمات آپلود و ... است روش عضویت تو این سایت خیلی جالبه: باید از یکی از کاربران پرشین گیگ تقاضا کنید که به ایمیلتون یه دعوتنامه بفرسته و از طریق اون لینکی که توی دعوتنامه هست عضو بشید.
حالا که من عضو پرشین گیگ هستم شما می تونید از من دعوتنامه بخواهید
شرایط برای ارسال دعوتنامه:
۱:آدرس ایمیلتون رو بنویسید تا ما دعوتنامه رو به اون ارسال کنیم.
۲:هیچی...شرایط فقط همون بود!!!
راه اول :![]()
یه رابطه منطقی ریاضی پیدا کنید . مثلا از کیبوردتون یکی در میان کلید بزنید .
qetuoljgdazcbm
به ترکیب ها توجه کنید !راه دوم :![]()
اسم خودتون یا هر آدم دیگه رو به صورت فارسی ولی با زبان انگلیسی وارد کنید
مثلا محمد رضا احمدی رو اینطور بنویسید .
lpln vqh hplnd = محمد رضا احمدی !!!!!!!
یعنی کلید هاتون فارسی باشه ولی زبان انگلیسی !
راه سوم :![]()
شیفت رو فشار بدید ونگه دارید بعد کلید های مورد نظرتون رو تایپ کنید
راه چهارم :![]()
یه متن 4-3 خطی رو به عنوان رمزتون انتخاب کنید !
حالا اگه تمام این روش ها رو ترکیب کنید و بینشون فاصله یا @ بگذارید از لحاظ کرک و حدس زدن شکست ناپذیر میشید !![]()
راه سوم خیلی جواب میده و من توصیه میکنم حتما حتما از اون استفاده کنید ، لازم نیست اسم خودتون باشه ، فقط اسم یه نفر باشه که هرگز مجبور نشید تو اینترنت به زبون بیاریدش !![]()
پی نوشت 1 : بازم با نظراتتون ما رو شرمنده کنید !










