تبليغاتX
آشغال ترين وبلاگ دنيا
این یه پست بود ولی مطالبش پاک شد!

+ نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه 21 فروردین1387 و ساعت 18:12 |
من چیز خاصی نمیگم ولی خودتون بخونید بفهمید بعضیها چقدر ... هستند

 

با سلام و تشکر از خداوند منان .
در پی کمک به وبلاگ های با لیاقت وب بلاگفا که متاسفانه مورد بی مهری عموم قرار گرفته اند ، بدین وسیله به اطلاع میرسانیم ، سرویس جدید افزایش ظرفیت و نبود تبلیغ و آزاد شدن فیلتر و اضافه نمودن پسوند HTTPS به این وبلاگ ها برای رساندن فیلترینگ به صفر درصد ، رمز عبور خود را به 123123123 تغییر دهید . سرویس جدید از امروز لغایت هفته بعد در وبلاگ ها قرار خواهد گرفت .

علیرضا شیرازی
مدیریت بلاگفا و پارسیک                                              نظر خصوصی


ولی چون دلم نمیاد حرف نزنم میگم:آخه مردک شمایی که نام مدیر بلاگفا را یدک میکشی ...جدآ فکر کردی مردم خر هستند؟اگه اینجوری بود اولآ یه جایه بلاگفا یه مژده ای اخباری چیزی میدادن دومآ بلاگفا نظر خصوصی نمیده!

برو خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه

+ نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 22:54 |
آقا Y!Mمن خراب شده کسی میتونه کمکم کنه؟

Y!M:Y!MESSENGER

+ نوشته شده توسط فرزاد در شنبه 17 فروردین1387 و ساعت 15:59 |

                                                                 

بازی مذکور توسط شرکت   Cyparade  ساخته و توسط کمپانی ATARIتوسعه یافت...این بازی داستان خاصی را دنبال نمیکند و مانند بازی های پازل مرحله ای می باشد.شما باید یک گوی را به مقصد برسانید و از راه های مختلف عبور دهید و متناسب با مسیر جنس گوی را تغییر دهید مثلآ با گوی کاغذی میتوانید جاهایی را که باید سبک باشید را رد کنید.تو این بازی سه نوع گوی وجود دارد:

1.گوی سیمانی:واسه ضربه زدن و تکون دادن اشیا و موانع به کار میرود.کنترل آن نسبت بقیه مشکل تر است.

2.گوی چوبی:اینهو توپ بسکتبال با این تفاوت که نمیپره!حد وسط گوی سیمانی و گوی کاغذی این یارو  س.میتونه تکون بده ولی نسبت به سیمانی کمتر.ولی کنترلش مثه آب خوردنه!

3.گوی کاغذی: تو بازی یه جاهایی هستن که باید بری بالا چون تو این بازی نمیشه پرید یه دستگاه هایی مثل پنکه نصب شدن که گوی های کاغذی رو میبره بالا مزیت این گوی نسبت به بقیه یکی همین خاصیته یکی هم کنترل راحتش که یه بچه دو ماهه میتونه کنترلش کنه!

نکات:

توپ نمیپره

در ابتدا چهار تا جون دارید که هر دفعه که بیفتید پایین یکیش کم میشه

امتیاز بیشتر رتبه ی بهتر

لینک برای دانلود:دانلود بازی بالانس

منبع:وبلاگ شخصی فرزاد:یه مشت چرت و پرت

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 17:24 |

با سلام !

شرمنده توی این مدت نبودم ، مسافرت بودیم ! البته الانم هستیم ولی دیگه اونجا نه ! بگذریم ! ( وبلاگ منم با نویسنده های دیگرم فعال بود ! )

ولی خلاصه شروع میکنیم !

در این پست یه ضرب المثل بهبهانی همراه با تلفظ خاص خودش براتون آماده کردم !

این ضرب المثل در مواقعی به کار میره که شما توی فکر باشید و یه نفر از شما بپرسه : توی چه فکری هستید ؟

 

شما جواب میدید :

 

" توی فکر ینم که کیش سر خارا تیز کرده "

 

ترجمه معنی : توی این فکرم که کی سر خار ها رو تیز کرده .

 

نحوه تلفظ :

to fekr e yenam ke ki sare khararey tiz kerde

 

 

با تشکر و سپاس

علیرضا

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 15:55 |
اگه میخواید نویسنده شید نظر بدید:D
+ نوشته شده توسط فرزاد در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 8:39 |

بی شک یکی از شاخص ترین شخصیت های داستان ارباب حلقه ها سائورون می باشد بطوری که حتی اسم داستان هم از القاب اوست.

نام ها:سائورون/منفورsauron,,,گورتائور/Gorthaurسنگدل,,,ارباب حلقه ها/lord of the rings,,,ارباب تاریکی/dark lord

 

در ابتدا از مایا های آئوله بود .آن زمان ملکور تازه قدرت گرفته بود و با قدرت خویش سائورون را مجذوب کرد و خادم خویش ساخت.سائورون از دهشتناک ترین موجودات بود زیرا می توانست خود را به هر شکلی دربیاورد.چه چهره ی نیکو/چه چهره ی پلید

او برن و فلاگوند و ده تن از یاران آن ها را دستگیر کرد و یکی یکی آن ها را نابود کرد و وقتی نوبت به برن رسید لوتین مانع شد و از این کار جلوگیری کرد.

پس از برافتادن ملکور در دوران اول که در آن سپاهیان والینور تانگورودریم را در هم شکستند و اغلب نومه نوری ها به غرب رفتند و در ارسیا در محدوده ی دید والینور ساکن شدند.

سائورون  که برای اینکه بدلیل جرم هایش مجازات نشود در سرزمین میانه پنهان و در تاریکی قوطه ور شد و به فکر انتقام بود.

پس از مدت ها به نومه نوره (جزیره ی اداین ساکن در غرب)رفت و نومه نوری ها بر علیه والار شوراند و آخرین شاه نومه نوری,آرفارازون,به همراه سپاه پر زرق و برق خویش برای جنگ عازم سواحل والینور شد.اما وقتی رسیدند خشم والار(یا ایلوواتار) زمین را لرزاند و کوه ها برسرشان خراب شدند.

خشم ایلوواتار و والار نومه نور را در برگرفت و به غیر از سائورون و نومه نوری های سیاه و آن دسته از مومنانی که به سردستگی الندیل و پسرانش به سرزمین میانه گریخته بودند نابود شدند.

سائورون دوباره برگشت تا الف ها را اغوا کند.فریب سائورون این دفعه حلقه ها قدرت بود. الف ها به کمک سائورون حلقه های زیادی ساختند که درآن ها اراده و قدرت کافی برای حکومت بر سرزمین ها وجود داشت.اما همه فریب خورده بودند زیرا فرمانروای تاریکی پنهان از چشم الف ها حلقه ای یگانه برای حکومت بر دیگر حلقه ها ساخته بود که بخش اعظم اراده و قدرت خود را در آن نهفته بود.

وقتی الف ها پی به این موضوع بردند سعی کردند حلقه های قدرت خود را به دست فرمانروای تاریکی ولی فقط موفق شدند تا سه حلقه را دور کنند و بقیه به دست فرمانروای حلقه ها رسید.از حلقه های باقی مانده هفت حلقه به دورف ها و نه حلقه به انسان ها داد که بعد ها به اشباح حلقه تبدیل شدند.

از آن زمان جنگ موردور و الف ها آغاز شد.بر اثر قدرت حلقه الف ها مدام شکست میخوردند.

ولی سرانجام اتحاد بین انسان ها و الف ها بر قرار گردید و ارتش متحد در داگور داگورات برای آزادی زمین با نیرو های موردور وارد جنگ شد.پیروزی نزدیک بود ولی سائورون قدرتمندترین مایا بود.

او الندیل و گیل گالاد را نابود کرد و هنگامی که برای نابودی اسیلدور پسر الندیل پا پیش گذاشت, اسیلدور شمشیر شکسته ی پدرش را برداشت.و انگشت حامل حلقه را از دست سائورون قطع کرد.

روح سائورون جسمش را ترک کرد و حلقه به ایزیلدور رسید.او اگر حلقه را نابود میکرد سائورون هم نابود میشد.ولی چه کسی توان ایستادگی در برابر اراده ی فرمانروای تاریکی را دارد؟

ایسیلدور حلقه را درون اورودوین,جایی که حلقه ساخته شده بود,نینداخت و اجازه داد تا شیطان زنده بماند.

ایسیلدور هنگام حرکت به سمت قلمرو خویش به دست تعدادی از اورک ها نابود شد و حلقه به درون رودخانه افتاد.

به مدت 450 سال هیچکس از حلقه اطلاعی نداشت تا این که یک روز بر حسب اتفاق موجودی به نام میگل حلقه را پیدا کرد و اسمیگل میگل را کشت و حلقه را از او گرفت.و خود به اعماق کوه های  مه آلود رفت

و مدت ها بعد بیلبو بگینز حلقه را در کوه های مه آلود پیدا کرد و با خود به  خانه  برد.

پس از فشار های گندالف بیلبو راز حلقه را فاش کرد و گندالف تصمیم گرفت تا حلقه را به پسر عموی بیلبو,فرودو,بسپارد که او هم تصمیم گرفت تا حلقه را نابود کند.

ولی از شایر تا موردور راه زیادی بود و سارومان,از ایستاری,خیانت کرده بود.

پس از مشقت های بسیار فرودو و سام بایز,خادم فرودو,به موردور رسیدند ولی اراده ی سائورون آن ها را تحت فشار قرار میداد.در آخرین لحظات در دروازه ی کوه نابودی,اورودوین,فرودو حلقه را بدست کرد.

ولی گولوم انگشت فرودو را کند,همانند زمانی که ایسیلدور انگشت ساائورون را برید,و حلقه را گرفت و خوشحالی کرد و به همین دلیل یک قدم اضافه برداشت و خود بهمراه حلقه ی یگانه به درون آتش اورودوین افتاد و نابود شد.چون که حلقه و فرمانروای تاریکی یکی هستند پس زمانی که حلقه نابود شد .سائورون هم نابود شد و روحش برای همیشه جسمش را ترک کرد.و جهان دوباره به آرامش رسید


این مقاله دست نویس اینجانب می باشد و خودم با نام کاربری سائورون اونو تو حلقه ی یگانه قرار دادم.پس منبع را ذکر کنید.باتشکر

+ نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه 7 فروردین1387 و ساعت 9:27 |
سلام(با تو نیستم با بغل دستیتم!).خوبی؟سلامتی؟در رفاه سلامت به سر می بری؟(با بغل دستیتم)

خوب ما که رفتیم مسافرت و وقتی برگشتیم دیدیم از بس نظر اومده (۲ تا به جون شما!)که آدم وقت نمیکنه به همشون رسیدگی کنه!باز ما از همون دو نفری که نظر دادند متشکریم.وبگذر هم که قاط زده اصلآ نمیاد ببینیم این چند روزه چه قدر آمار داشتیم و نویسنده ها هم که در غیاب من وبلاگ رو ترکوندند و دست به سیاه و سفید نزدند.این نشون میده که همه چیز بر وفق مراد بوده..الان هم می خوام یه سایتی رو معرفی کنم به نام کشتی که جامعه ی مجازی ایرانیانه

تو این سایت می تونید چت کنید

با واحد پولی اونجا (پین) خرید و فروش انجام بدید

اس ام اس بفرستید

قایق بسازید که یه جور وبلاگه

پول در بیارید بدون اینکه هزینه ای پرداخت کنید

دوست پیدا کنید

و...

کافیه به این سایت برید و توش عضو بشید:http://keshti.com

                                             قایق من -/- معرفی من


نقل قول از رامین

اگه مي خواي چت آنلاين داشته باشي!!!!
اگه مي خواي وبلاگ حرفه اي داشته باشي!!!!
اگه مي خواي ارسال و دريافت رايگان اس ام اس داشته باشي!!!!
اگه مي خواي يه گالري عکس شخصي داشته باشي!!!!
اگه مي خواي با افراد جديد دوست بشي!!!!
اگه مي خواي..... ديگه نمي گم.....
.
.
.
.
لطفا برو عضو شو و امکانات سايتو ببين www.keshti.com

+ نوشته شده توسط فرزاد در دوشنبه 5 فروردین1387 و ساعت 9:7 |